محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
94
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ خدمت كيفيات اربعه به قواى اربعه ] : و اين چهار قوّت مذكوره را چهار كيفيت كه حرارت و برودت و رطوبت و يبوست باشند ، خدمت مىنمايند . و مراد از حرارتْ « حرارت غريزيه » است يا حرارت ناريهء معتدلهء غير مفرطه « 1 » و غير قاصره . اما خدمتِ حرارت : مشترك است در هر چهار ، و آلت و مقوّى فعل همهء آنهاست ؛ زيرا كه افعال همهء آنها به حركات است و حركت را محّركْ حرارت است و لهذا حركت ، محدث حرارت است . و لكن در قوّه هاضمه ، حرارتِ زياده بايد [ باشد ] ؛ به جهت آن كه در آن حركت زياده بايد . و در جذب و دفع ، حرارت از آن كمتر [ لازم است ] ؛ زيرا كه فعلشان به دو حركت تمام مىشود ؛ يكى حركت انبساطى ليف و دوم ، انقباضى آن . و همچنين در امساك ، كه مادام كه هضم تام يابد بايد كه ليف آن را مجتمع و محتوى دارد تا آن كه بسبب اشتمال و احتوا ، حرارت در آن تصّرف نموده [ و ] زود غذا را هضم نمايد . و امّا برودت : پس خدمت آن براى قوّهء ماسكه و دافعه ، بالعرض است ؛ زيرا كه برودت ، مُضادّ روح حيوانى كه در كمال حرارت است [ مىباشد ] و مخدّر و ميراننده و مانع جميع افعال است و ليكن به اعتبار قبض و جمع ، معين آن هر دو قوّه است . امّا خدمت آن قوّهء ماسكه را به جهت حبس ليف است بر هيأت اشتمال و مهّيا گردانيدن براى حفظ فعل هاضمه . و امّا خدمت آن [ به قوهء دافعه ] به حبس و منع ريحى است كه معين بر دفع و تحليل است ؛ زيرا كه ريح به تفتيح خود مجرا را به سبب كشيدن اجزاء آن ، اعانت بر دفع مىكند و ديگر آن كه به اعتبار حبسْ باعث تغليظ ريح مىگردد و هر چند ريح غليظتر [ باشد ] ، قوّهء تفتيح آن زياده و دفع آن سريع تر مىباشد . و ديگر آن كه باعث تكثيف و اجتماع ليف عريض فشارنده است و آن چه را در جوف امعاء و عروق است . و امّا رطوبت : خادم قوّهء هاضمه است فقط ؛ زيرا كه تا در غذا رطوبت نباشد ، هضمِ كما
--> ( 1 ) . الف : مفرط .